متفاوت

Bill Gates If you born poor, it's not your mistake. But if you die poor it's your mistake. بیل گیتس: اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 12:31  توسط حسین  | 

نهج البلاغه گمشده بشريت معاصر

 ما منتظريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.

(امام خميني «ره»)

 نهج البلاغه مرهمي است بر دردهاي جانكاه بشريت.

نهج البلاغه داروي مؤثري است بر تلطيف روح انسانها و مبارزه با خشونتها.

نهج البلاغه اثري است به درخشندگي آفتاب، به لطافت گل، به قاطعيت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، به بلندي ستارگان دوردست بر اوج آسمانها.

نهج البلاغه در حقيقت فرزند قرآن است.

اين مجموعه زيبا و نفيس كه روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشه اي نوتر و روشن تر بر ارزش آن افزوده، منتخبي است از خطابه ها و دعاها، وصايا، نامه ها و  جمله هاي كوتاه مولاي متقيان علي (ع) كه بوسيله سيد شريف رضي در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.

او از نظر خودش آنهايي كه از جنبه بلاغت برجستگي خاصي را داشته اند انتخاب كرده، از اينرو اين منتخب را نهج البلاغه نام نهاد. كلمات اميرالمؤمنين (ع) از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است. 1- فصاحت و بلاغت 2- همه جانبه بودن (چندي بعدي بودن) توأم شدن ايندو با هم سخن علي (ع) را در حد اعجاز قرار داد و به همين جهت سخن علي (ع) در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته

((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق))

[[نهج البلاغه]]

به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباي حتي معاصر غير شيعي عرب، زيباترين متن عرب است.

سخناني كه از نظر ادبي در اوج زيبايي و از نظر فكر در عمق بسيار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است،

در آن عباراتي هست كه هر خواننده اي اقرار مي كند كه در بشريت نظاير اين عبارات وجود ندارد.

 

چرا نهج البلاغه چنين كششي دارد؟

1- نهج البلاغه ، همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده انسانها است. سخن از مبارزه با بي عدالتي و ظلم و طاغوتهاست.

2- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسانها گام بر مي دارد. آزادي از زنجير اسارت هوا و هوسهاي سركش، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه، طبقات مرفه پرتوقع، جهل و بي خبري، كه انسان را به لذت و بدبختي مي كشاند، و هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد.

3- جذبه هاي عرفاني نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشته را با زلال خود آنچنان سيراب و مست مي كند كه نشئه شراب طهورش را به لرزه مي اندازد ، لرزه اي دردناك و در عين حال لذت بخش.

4- در هر ميداني گام مي نهد چنان  سخن را ادا مي كند و دقايق را مو به مو شرح مي دهد كه گويي گوينده متخصص همين موضوع بوده است . ليكن از امتيازات سخنان امام علي (ع) اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست در شرح اسماء و صفات الهي به چهره يك فيلسوف مجسم مي شود كه فقط از توحيد سخن گفته، در خطبه جهاد، فرمانده و افسر شجاع و دلاوري را مي بينيم كه دقيقترين تاكتيكها را تشريح مي كند. در مسند حكومت و رهبري راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته ترين عبارات بيان مي كند و در مسند درس و اخلاق عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان مي گويد كه مرد وارسته اي چون ((همام)) پس از شنيدن آن صيحه اي مي زند و نقش زمين مي شود.

چرا از نهج البلاغه دوريم؟

ما كه چنين گنجي در خانه داريم چرا تهي دستيم؟ ما كه چنين چشمه زلال و گوارا و جوشنده اي در دسترس داريم چرا تشنه ايم؟ ما كه داراي اين ميراث بزرگ اسلامي هستيم چرا  دست بسوي ديگران دراز مي كنيم؟ و پاسخي جز اين ندارد كه،

نهج البلاغه را نشناخته ايم و بر ارزش واقعي اين مجموعه بزرگ واقف نگشته ايم.

و عجيب اين كه نهج البلاغه در ديار خويش در ميان شيعيان علي (ع)، حتي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست. همچنانكه خود علي (ع) غريب و تنهاست. بديهي است اگر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد، اين كتاب يا آن شخص در عمل تنهاست و بيگانه مي ماند و هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 11:55  توسط حسین  | 

شما تلاشتان را آغاز کنید، قطعاً موفقیت حاصل خواهد شد.


 

بارها اتفاق افتاده با دیدن افراد موفق و رتبه‌های برتر کنکور این جمله در ذهنمان تداعی شده باشد: «کاش من هم مانند او شوم» و بدون هیچ شناختی از توانایی‌های خود رؤیایی را در سر بپرورانیم که از ما خیلی دور بوده و در نهایت نرسیدن به این خواسته فایده‌ای جز سرکوب شدن آن رؤیا یا آرزو را نصیب ما نخواهد کرد. سؤال این‌جاست که چرا ما برای رسیدن به خود واقعی‌‌مان تلاش نکنیم؟

چرا از تمام توان خود برای رسیدن به جایگاه مد نظرمان استفاده نکنیم؟

«او» شدن از همین روزها شروع می‌شود. روزهای مهم زندگی یا شاید بهترین روزهای زندگی‌مان اگر درست استفاده نشوند سال‌های بعد حسرت و ندامت در پی خواهند داشت که چرا این روزها ساده از دست رفتند. روزهایی که می‌توانست پله‌ای برای بالا رفتن باشد تا جایی که جایگاه واقعی‌مان را به دست آوریم.

سعی کنیم مثل کسانی باشیم که از کودکی رؤیا دارند و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. مثل کسانی که اگر زمین می‌خورند قدرت بلند شدن دوباره را دارند؛ زیرا هدف دارند و در کنار هدف برنامه‌ریزی می‌کنند. کسانی که از ابزاری که دارند هر چند کم، نهایت استفاده را می‌برند.

این را به یاد داشته باشیم هرگز نمی‌توانیم موفقیت را در زندگی‌مان تضمین کنیم؛ زیرا هر تلاش و کوشش امکان ناکامی را در نفس خویش نهفته دارد. اگر رؤیایی در سر پرورش می‌دهیم، پیوسته امکان نرسیدن به آن رؤیا وجود دارد. ما نمی‌توانیم دست‌یابی به موفقیت را ضمانت کنیم، ولی ناکامی را می‌توان تنها با تصمیم به تلاش نکردن تضمین کرد. اراده‌ها رو تیز کنید. جاده‌های بزرگ مسافرهای بزرگ می‌خواهد. مطمئن باشید با قدم برداشتن در این جاده شما هم روزی "او" می‌شوید.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 18:29  توسط حسین  | 

فرصتی برای خود شناسی

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد.
پس آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است.
اما نمی‌دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند.
روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.
پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.
پادشاه پرسید: تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟

کشاورز که ترسیده بود گفت:
سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم.
شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم ...
چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟
آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟
آیا هیچگاه جرات ریسک را به خود داده اید؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 21:54  توسط حسین  | 

عوامل موثر بر بهبود مدیریت مدارس دوره متوسطه

سازمان آموزشی یکی از انواع سازمان های بسیار پیچیده و متنوعی است که بعد از قرن بیستم و انقلاب صنعتی در سطح بسیار گسترده ای در جوامع مختلف ظهور پیدا کرد.

این سازمان ها در زمره موسسات خدماتی است که به علت ماهیت انسانی، تربیتی و معنی آن، تعداد اهداف، پیچیدگی ارزشیابی، حرفه ای بودن کارکنان آن از حساسیت و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

این ویژگی ها سازمان های آموزشی را نیازمند الگو و سبک مدیریت و رهبری خاصی می نماید که برای رسیدن به اثربخشی، کارایی و افزایش بهره وری مستلزم شیوه های رهبری اثربخش و مستمر است.

در میان سازمان های آموزشی، دوره متوسطه به دلیل شرایط خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نوجوانی و جوانی، شکل گیری شخصیت، استقلال طلبی، گروه گرایی، تربیت شغلی، آمادگی ورود به جامعه و به عهده گرفتن مسئولیت زندگی از خصوصیات مهم این دوره است که آن را می توان پلی میان آموزش و زندگی تلقی کرد.

مهمترین عامل در تحقق این اهداف استفاده مطلوب و بهینه از منابع انسانی و امکانات مدیران مدارس است که باید شیوه های خود را همواره بهبود بخشند.

رفتار و عملکرد مدیر یک مدرسه مانند هر فرد دیگری تحت تاثیر نگرشها، مهارت ها، آگاهی ها و توانایی های اوست. تعیین رفتار بر اساس نگرشها در روانشناسی و مشاوره بسیار مرسوم است.

طبق این نظریات، نگرش ها تعیین کننده رفتار انسانها هستند و می توان از آنها در تبیین، پیش بینی و تشخیص رفتارها استفاده نمود. نگرشها را فرد با خود به سازمان می آورد. این نگرشها عامل سازگاری یا عدم سازگاری فرد با محیط خواهد بود و بر عملکرد فرد در سازمان اثر می گذارد.

نگرش ها را معمولا به سه بخش شناختی، عاطفی، رفتاری (عملی) تقسیم می کنند. لذا با توجه به نقش محوری مدیر در مدرسه نگرش های او در این سه زمینه می تواند موجب بهبود مدیریت آموزشی و تحقق اهداف آموزشی به صورت کارا و اثربخش باشد.

بنابراین وجود یک نظام فرهنگی کارآمد که درصدد رشد، تکامل و مطلوبیت جامعه است می تواند مبنای توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یک جامعه گردد. آموزش و پرورش تنها نهادی است که به صورت رسمی وظیفه تعلیم و تربیت افراد جامعه را در ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به عهده دارد.

در نتیجه اساس و هسته اصلی هر کوششی برای بهبود مدارس تلاش مدیریت و معلمان با همدیگر به صورت یک واحد منسجم است.

بنابراین تصمیم گیری رهبری مشارکتی، تمرکز بر بازده پیشرفت تحصیلی، توجه به تغییر در همه سطوح مدرسه (معلم، کلاس، مدیریت مدرسه)، ارزشیابی مستمر با توجه به شرایط و عوامل فرهنگی، ارائه خط مشی های دقیق و اجرای آن از عوامل موثر بر بهبود مدرسه تلقی می شود که دائما باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند.

بنابراین راه چاره را باید در بهبود مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک جستجو نمود و اولین راه آن نظرسنجی از مدیران، مسئولان و دست اندکاران نظام آموزشی است.

یکی از مهمترین عواملی که می تواند موفقیت مدیران و معاونان مدارس را در پی داشته باشد ارتباط آنان با دانش آموزان است.

موفقیت در هر جمعی مستلزم این است که آن محیط را خوب بشناسیم و از نظرات و دیدگاه های افراد آن محیط شناخت کافی داشته باشیم. بدون ارتباط با افراد این شناخت بدست نمیآید. چنین وضعیتی در محیط های مدرسه خصوصا در مدارس متوسطه اهمیت دو چندان دارد. چون ما در محیط های مدرسه، آینده یک ملت را رقم می زنیم. برای همین ما باید ضمن داشتن وجدان کاری از مسئولیت پذیری بالایی نیز برخوردار باشیم. در پی چنین توضیحاتی است که مسئولیت سنگین مدیران در شناخت و ارتباط با دانش آموزان مشخص می شود. حقیقت این است که بدون ارتباط با دانشآموزان و بدون آگاهی از نظرات، دیدگاه ها و نگرش های آنان از آنچه که در مدرسه می گذرد و یا باید بگذرد امکان یک مدیریت خوب در مدرسه وجود ندارد.

در همین راستاست که مدیر مدرسه باید جلسات انجمن و اولیا را فعال کند تا بتواند با آگاهی از آنچه که مسائل از دریچه آنان نگریسته می شود، مدیریت کارآمدی را اعمال کند. ارتباط با اولیا دانش آموزان در واقع نوعی ارتباط با دانش آموزان است چون قسمتی از برداشت های دانشآموزان در اولیا آنها تجلی پیدا کرده است. علاوه بر این ما بر فرزندان آنها مدیریت می کنیم و آنها برای ما مهم هستند که بدانیم چه دیدگاهی در مورد مسائل مختلف مدرسه دارند و انتظارات آنها چگونه است و چگونه می توانیم با همکاری آنها دانش آموزان را برای رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی سوق دهیم. اما بسیاری از مدیران ما به انجمن و اولیا اعتقاد کمتری دارند یا اگر اعتقاد دارند در این زمینه کم کاری می کنند.

به نظر شما اگر ما از دیدگاه ها و نگرش ها و انتظارات دانش آموزان و اولیا آنها آگاهی داشته باشیم و بتوانیم از آنها در اداره مدرسه کمک بگیریم خوب می توانیم مدیریت کنیم یا نه خود به تنهائی همه چیز را به عهده بگیریم و همه چیز را از دریچه خود بنگریم و به جای چند دست، تنها یک دست داشته باشیم. به جای ارزش گذاری، توجهی به آنها نکنیم، به جای بسیج نیروها، تنها خود باشیم؟

نویسنده : ناهید مقصودی      

روزنامه مردم سالاری  
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 0:5  توسط حسین  | 

مشکلات زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم
 
استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد، از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟  شاگردان جواب دادند: " 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم "
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود.
عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است ؟ 
شاگردان جواب دادند: نه 
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟
در عوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد. 
اما اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
 
فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است، اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید و هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1391ساعت 0:16  توسط حسین  | 

فرق GodباHuman

you know the basic difference between GOD and HUMAN
GOD:gives, gives, gives and 4gives...
HUMAN:gets, gets, gets and 4gets...Thinking
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 22:51  توسط حسین  | 

روش های مطالعه صحیح

*** دوستان عزیز، قبل از شروع مطالعه حتماً هدفتان را مشخص کنید. این هدف می‌تواند لذت بردن از یک رمان،‌ فهمیدن و درک یک مطلب، شرکت در کنکور یا آمادگی برای امتحان و ..... باشد.

*** برای مطالعه مطالب، بهتر است در ابتدا به صورت کلی و اجمالی مرور کنید و سپس مطالعه جزئیات را شروع کنید.

*** برای تصمیمات و کارهای روزمره خود برنامه‌ای را دنبال کنید. برنامه‌ریزی، همت و پشتکار، پله‌های موفقیت را تشکیل می‌دهند. پس طبق برنامه عمل کنید و از اینکه نتوانستید کل برنامه را در مدت زمان مقرر تمام کنید، مایوس نشوید.

*** گام نخست و اساسی در مطالعه، نحوه مطالعه است. هر وقت مطلبی را می‌خوانیم نخست باید معنای آن را درک کنیم. اکثریت عظیمی از خوانندگان کمتر به این موضوع اهمیت می‌دهند و فقط آن چه را که واضح است یا فکر می‌کنند فهمیده‌اند، مطالعه می‌نمایند.

*** مطالعه همانند انجام هر کار یا فعالیت دیگر، نیازمند استفاده از روش درست است. رشد و شکوفایی اندیشه، توانایی‌ها و فرهنگ هر انسان به کمیت و کیفیت مطالعه وابسته است. اگر به دقت بررسی کنیم می‌بینیم که یکی از دلایل افت تحصیلی برخی از دانش‌آموزان این است که شیوه مطالعه آنها بر طبق اصول صحیح مطالعه نیست و عدم رعایت اصل و بهداشت مطالعه موجب پایین آمدن سطح کارایی و بازدهی انسان، تضعیف روحیه، کاهش اعتماد به نفس و خستگی و دلزدگی از مطالعه می‌شود. واقعیت در این است که در دنیای امروز که عصر اطلاعات و نبرد اندیشه‌ها و مغزهاست و انسان با انبوه فزاینده اطلاعات اعم از کتاب، مجله، روزنامه و … مواجه است، نمی‌توان با همان روش‌های قدیم پیش رفت. در جهان امروز مطالعه ضرورت پیشرفت است.

*** شما می‌توانید با توجه به اهداف خود، برای مطالعه مطالب گوناگون از روشهای مختلف استفاده کنید.

*** برای مطالعه یکسری راهکارهایی وجود دارد که سعی می‌کنیم به طور مختصر در این نوشته برای شما دوستان ذکر کنیم که رعایت آنها برای همه افراد مفید و ضروری به نظر می‌رسد.

*** وقتی شما ابتدا مفاهیم کتب درسی را بطور عمیق مورد مطالعه قرار دهید (متن درس – مثال‌ها – تمرین‌ها – ارتباط دادن‌ها) با یک تعداد تست کافی و استاندارد به آمادگی لازمه می‌رسید و در غیر اینصورت باید چندین برابر تست بزنید که تازه با تردید نسبت به یافته‌ها نیز همراه است.

*** در مطالعه همیشه تلاطم داشته باشد(مطالعه فعال) دریا هم اگر ساکت و آرام باشد به تدریج به مرداب تبدیل می‌شود یادداشت‌برداری، حاشیه‌‌نویسی، طبقه‌بندی وخلاصه نویسی و سازمان‌ دادن، برجسته و بارز ساختن نکات مهم مطالب مورد نظر، به زبان خود تکرار کردن مطالب و تصویر سازی ذهنی و تجسم عینی ...(مخصوصا برای دروسی که نیاز به اندیشه و تفکر بیشتری دارد) از جمله فنونی هستند که انسان را در هنگام مطالعه ، فعال نگه می‌دارند و نتیجه آن بالا رفتن تمرکز حواس و سرعت عمل است .

*** از تصاویر و نمودارهای کتابها حداکثر استفاده را بکنید و به آنها خوب دقت نمایید.

*** مطالب دشوار را به قسمت‌های ساده و کوچکتر تقسیم کنید.

*** تمرین کنید که مطلب را تند بخوانید، تندخوانی باعث صرفه‌جویی در وقت و تمرکز حواس می‌شود.

*** بین میزان یادگیری با مدت زمانی که صرف آن می‌شود رابطه نزدیک وجود دارد. توصیه می‌شود که برای مطالعه وقت کافی در نظر بگیرید.

*** از برخواندن مطلبی که قبلاً یاد گرفته‌اید برای شخص دیگری که بتواند اشتباهات شما را اصلاح و جاافتادگی‌های آن را گوشزد کند، بسیار مفید است.

*** یکی از شگردهای یادگیری مطالب، استفاده از برگه نکته‌ها می‌باشد یعنی نوشتن نکته‌ای دارای اهمیت خاص بر روی یک برگه و دادن تعریفی از آن به زبان خودتان، که برای یادگیری موثر می‌باشد.

*** حتی‌الامکان سعی کنید که مطالب را بفهمید و به خاطر بسپارید زیرا مطالبی که طوطی‌وار حفظ شده‌اند، خیلی زود فراموش خواهند شد.

*** میزان از دست دادن مطالب و فراموشی حافظه، در خواب به مراتب کمتر از بیداری است. بنابراین بعد از آموختن یک مطلب علمی و مشکل(به خصوص قبل از امتحان) مدتی استراحتی مطلق داشته باشید.و با توجه به اینکه تحقیقات نشان داده است مطالعه در هنگام شب (قبل از خواب) و صبح زود، کارآمد است، بیشتر در این مواقع مطالعه مطالب جدید را انجام دهید .

*** سعی کنید مطالب را به خاطر بسپارید و خلاصه آن را در ذهن خود تکرار کنید که یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مرحله در یادگیری درست، تکرار مطالب است.

*** بکوشید به مطالب مطالعه شده معنایی مشخص بدهید و از روشهایی که به تجربه دریافته‌اید که بیشترین بازدهی را برای شما دارد، حداکثر استفاده را بکنید.

*** بین مطالب جدیدی که می‌خواهید یاد بگیرید و مطالبی که قبلاً آموخته‌اید پیوند برقرار کنید.

*** یکی از نقش‌های مهم در مطالعه، علاقه است. اگر باعلاقه مطالب را بخوانید، آن را بهتر درک می‌کنید و بیشتر به خاطر می‌سپارید.

*** سعی کنید که پس از مطالعه هر مطلب، خود را تقویت کرده و احساس رضایتمندی کنید

*** زمانی که حواس شما به چیز دیگری باشد، حافظه نمی‌تواند مطلبی را به خاطر بسپارد و یا به یاد آورد. پس برای به خاطر سپردن و به یاد آوردن هر مطلب باید تمرکز حواس داشته باشید.

*** نکات به یاد سپرده شده را، مرتبط‌تر و منظم‌تر طبقه‌بندی کنید، زیرا باعث می‌شود مطالب بهتر در خاطر بماند و به یاد آوردن آنها راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود.

*** هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی از خودتان راضی نباشید و همواره برای بهتر شدن تلاش کنید و دائم رضایت خاطر خود را به تعویق اندازید.

*** به یاد داشته باشید که این سالها کنکور تفهیمی شده و نمی‌توانید با دانش سطحی به رتبه‌های خوب فکر کنید باید دانش شما عمیق باشد و هر مطلبی را با دلیل و استدلال به خاطر بسپارید.

*** تست زدن هیچ گاه نمی‌تواند جای یادگیری عمیق را بگیرد. داوطلبان عزیز باید بیش از هر چیز به یادگیری عمیق مفاهیم درس‌ها توجه کنند. اگرچه تجربه در پاسخ دادن به سؤالات چهار گزینه‌ای می‌تواند سرعت عمل در پاسخگویی را افزایش دهد ولی این عمل باید پس از یادگیری مباحث موجود در کتب درسی صورت پذیرد.

*** معلوماتی که از راه تست زدن به دست می‌آید، چون معلوماتی غیرپیوسته و مجزا است، از نظر محتوایی بی‌ارزش بوده و در ذهن پایدار نمی‌ماند. دانش کسب شده از طریق تست زدن بیشتر جنبه حفظی دارد و فرد را به عادات تحصیلی نامطلوب سوق می‌دهد و برای آینده چنین فردی پایه مستحکم و قابل اعتمادی برای ادامه تحصیل نباید متصور باشیم.

سؤال: یک حالتی در مورد برخی سؤال‌ها به برخی داوطلبان دست می‌دهد بعد از آزمون‌ها می‌گویند بلد بودم ولی نتوانستم حل کنم یا اینکه می‌گویند همه سؤال‌ها را بلد بودم ولی وقت کم آوردم می‌توانید علت را توضیح دهید؟

جواب: این موارد دلایل متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1) داوطلب کم‌کاری کرده است یعنی خودش را تحت فشار قرار نداده که در زمان محدود به تعدادی تست پاسخ دهد.2) داوطلب به دلایلی بر موضوع اشراف کامل ندارد و وقتی سؤال را می‌خواند می‌خواهد بین این سوال با یکی از نمونه سوال‌هایی که حل کرده است یا برایش حل کرده‌اند مشابهت برقرار کند اما اگر اصل آن مفهوم را بداند و خودش تجزیه و تحلیل کرده باشد دیگر مشکلی نخواهد داشت.

راه حل چنین مشکلی را در یک جمله می‌تواند ارائه کرد و آن عبارت است از: ذهن به عنوان یک فاعل باید با مطلب درگیر شود و با یک قدرتی استدلال کند و با یک سرعتی انتقال اطلاعات را انجام دهد و این 3 بدست نمی‌آیند مگر اینکه قبل از آن در دوران آموزش به تجزیه و تحلیل عادت کرده باشد.

*** آنچه شما سر جلسه آزمون در اختیار دارید قلم و کاغذ است که باید با آن مانوس شوید و سعی کنید که با بهره‌گیری از این دو، تمرکز حواس خود را بالا ببرید بعنوان یکی از کارکردهای قلم و کاغذ می‌توان گفت: اگر عادت دارید به اینکه خودتان یک صفحه از کتابی را که می‌خوانید در یک خط خلاصه کنید در واقع با این کار دائماً مشغولید به اینکه به یافته‌های ذهنی خود نظم بدهید و این بهترین است و تاکید می‌شود که از خلاصه‌نویسی دیگران استفاده نکنید چون در ذهنتان پایدار نمی‌ماند و سعی کنید خودتان آنچه از کل یک مفهوم برداشت می‌کنید به عنوان خلاصه برای خود یادداشت کنید.

*** حجم مطالب درسی دوره پیش‌دانشگاهی بسیار بالا است و اگر مطالب این دوره را با کلاس درسی پیش نبرید و در آن تاخیر ایجاد نمائید جبران این عقب ماندگی بسیار کار سختی خواهد بود و یادتان باشد که اگر عقب ماندگی از مطالب دوره پیش دانشگاهی دارید در اولین قدم باید این عقب افتادگی را جبران کنید و خودتان را به کلاس درس و معلم برسانید مخصوصاً به این دلیل که برخی از مباحث این دوره در دروس پایه سال‌های قبل آمده است، به عنوان مثال (مبحث بردارها – حرکت شناسی – دینامیک و ...) که در فیزیک 2 دبیرستان آمده بود در دوره پیش دانشگاهی نیز تکرار شده است.

*** در پایان ذکر این موضوع ضروری است که همواره در پی خلق راه های جدید و تازه برای درست مطالعه کردن خود باشید و به روشهای فوق قناعت نکنید ایجاد تازگی و طراوت به شما شور وشوق مضاعف می دهد

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1391ساعت 21:10  توسط حسین  | 

داستان کوتاه

داستان طنز جالب انگلیسی با معنی فارسی

 

The Loan قرض

Two friends, Sam and Mike, were riding on a bus. Suddenly the bus stopped and bandits got on. The bandits began robbing the passengers. They were taking the passengers’ jewelry and watches. They were taking all their money, too. Sam opened his wallet and took out twenty dollars. He gave the twenty dollars to Mike. “Why are you giving me this money?” Mike asked. “Last week I didn’t have any money, and you loaned me twenty dollars, remember?” sam said. “Yes, I remember,” Mike said. “I’m paying you back,” Sam said.

معنی فارسی

دو دوست به نام های سام و مایک در حال مسافرت در اتوبوس بودند. ناگهان اتوبوس توقف کرد و یک دسته راهزن وارد اتوبوس شدند. راهزنان شروع به غارت کردن مسافران کردند. آن ها شروع به گرفتن ساعت و اشیاء قیمتی مسافران کردند. ضمنا تمام پول های مسافران را نیز از آن ها می گرفتند. سام کیف پول خود را باز نمود و بیست دلار از آن بیرون آورد. او این بیست دلار را به مایک داد. مایک پرسید: «چرا این پول را به من می دهی؟» سام جواب داد: «یادت می آید هفته گذشته وقتی من پول نداشتم تو به من بیست دلار قرض دادی؟» مایک گفت: «بله، یادم هست.» سام گفت: «من دارم پولت را پس می دهم.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 22:50  توسط حسین  | 

یه ترکه بود.....


یک روز یه ترکه

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

  

 یه روز یه رشتیه..
 

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

 یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد



 یه روز یه قزوینی ...


به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

 
 

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و  رشتی و  لر  و  اصفهانی

 

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

 حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

--
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1391ساعت 15:42  توسط حسین  | 

مطالب قدیمی‌تر